You are currently viewing روابط عمومی؛ هنر دیدن واقعیت پیش از آنکه روایت جای آن را بگیرد
روابط عمومی؛ هنر دیدن واقعیت پیش از آنکه روایت جای آن را بگیرد

روابط عمومی؛ هنر دیدن واقعیت پیش از آنکه روایت جای آن را بگیرد

روابط عمومی در ساده‌ترین تعریف، مسئول برقراری ارتباط میان یک سازمان و مخاطبان آن است؛ اما در سازمان‌های حرفه‌ای، نقش روابط عمومی بسیار فراتر از انتشار اخبار، مدیریت رسانه‌ها یا تولید محتوای سازمانی است.

 روابط عمومی باید بتواند چیزی را ببیند که شاید مدیران سازمان تمایلی به دیدن آن نداشته باشند، صدایی را بشنود که ممکن است شنیدنش خوشایند نباشد و واقعیتی را به تصمیم‌گیرندگان منتقل کند که الزاماً با تصویری که سازمان از خود ساخته است، همخوانی ندارد.

اینجاست که روابط عمومی حرفه‌ای از یک واحد اجرایی و ارتباطی به یک عنصر راهبردی در سازمان تبدیل می‌شود.

مهم‌ترین وظایف روابط عمومی حرفه‌ای

 هر سازمانی به‌مرور تصویری از خود می‌سازد؛ تصویری که بر پایه موفقیت‌ها، تجربه‌های گذشته، رضایت مشتریان، دستاوردها و روایت‌هایی که درباره خود منتشر کرده شکل می‌گیرد. مشکل از جایی آغاز می‌شود که این تصویر به‌تدریج جای واقعیت را بگیرد؛ یعنی سازمان به‌جای آنکه بپرسد «مخاطبان ما واقعاً درباره ما چه فکر می‌کنند؟ »، تنها به دنبال شواهدی باشد که نشان دهد «مخاطبان همان چیزی را درباره ما فکر می‌کنند که ما دوست داریم». در چنین شرایطی، روابط عمومی می‌تواند ناخواسته به بخشی از یک چرخه خطرناک تبدیل شود؛ چرخه‌ای که در آن سازمان بیشتر می‌شنود که چه می‌خواهد بشنود، بیشتر می‌بیند که چه می‌خواهد ببیند و در نهایت تصمیم‌هایی می‌گیرد که فاصله آن با واقعیت روزبه‌روز بیشتر می‌شود.

 روابط عمومی؛ بلندگوی سازمان یا آینه آن؟

سال‌هاست که یکی از تصویرهای رایج از روابط عمومی، «بلندگوی سازمان» است؛ واحدی که باید پیام سازمان را به مخاطب برساند و از اعتبار و تصویر آن دفاع کند؛ اما روابط عمومی حرفه‌ای فقط بلندگو نیست؛ آینه هم هست.

 بلندگو به ما کمک می‌کند آنچه را می‌خواهیم بگوییم، به دیگران منتقل کنیم؛ اما آینه چیزی را به ما نشان می‌دهد که شاید همیشه مطابق میل ما نباشد. ارزش واقعی روابط عمومی دقیقاً در همین نقطه شکل می‌گیرد.

 اگر روابط عمومی تنها وظیفه داشته باشد اخبار مثبت را منتشر کند، دستاوردها را برجسته کند، از موفقیت‌ها روایت بسازد و در زمان بحران از سازمان دفاع کند، بخش مهمی از مأموریت خود را از دست داده است. روابط عمومی باید بتواند در کنار روایت کردن، واقعیت‌سنجی هم کند؛ یعنی میان آنچه سازمان درباره خودش تصور می‌کند و آنچه مخاطب واقعاً تجربه می‌کند، فاصله را اندازه بگیرد. این فاصله گاهی بسیار کوچک است و گاهی می‌تواند به اندازه یک بحران بزرگ باشد.

خطر «اتاق پژواک» در ارتباطات سازمانی

 خبر بدی که دیر شنیده می‌شود، گران‌تر تمام می‌شود

یکی از مهم‌ترین وظایف روابط عمومی حرفه‌ای، رساندن خبرهای ناخوشایند به سازمان، پیش از آن است که این خبرها به بحران تبدیل شوند. یک شکایت تکرارشونده، یک پرسش بی‌پاسخ، کاهش اعتماد مخاطبان، نارضایتی کارکنان، تغییر لحن رسانه‌ها یا حتی سکوت غیرمعمول مشتریان، ممکن است در نگاه اول اتفاق مهمی نباشد؛ اما برای روابط عمومی، این نشانه‌ها می‌توانند مانند چراغ‌های هشدار باشند.

 سازمانی که فقط به دنبال خبر خوب است، معمولاً خبر بد را دیر می‌بیند. خبر بدی که دیر دیده شود، معمولاً هزینه بیشتری برای سازمان ایجاد می‌کند. روابط عمومی باید بتواند پیش از آنکه یک نارضایتی کوچک به موجی از انتقاد تبدیل شود، آن را تشخیص دهد؛ پیش از آنکه یک سوءتفاهم به بی‌اعتمادی تبدیل شود، درباره آن هشدار دهد و پیش از آنکه روایت‌های بیرونی علیه سازمان شکل بگیرند، فاصله میان ادعای سازمان و تجربه واقعی مخاطب را بررسی کند. در این معنا، روابط عمومی می‌تواند نقش یک سیستم هشدار زودهنگام را برای سازمان ایفا کند.

 خطر «اتاق پژواک» در ارتباطات سازمانی

گاهی سازمان‌ها به‌دلیل ساختار مدیریتی، فرهنگ سازمانی یا حتی موفقیت‌های گذشته، به فضایی شبیه «اتاق پژواک» تبدیل می‌شوند؛ فضایی که در آن بیشتر صداهایی شنیده می‌شود که با باورهای موجود هماهنگ هستند.

اگر مدیران معتقد باشند مشتریان از خدمات کاملاً راضی‌اند، ممکن است داده‌ها و بازخوردهایی که این تصور را تأیید می‌کنند بیشتر مورد توجه قرار گیرند. اگر یک کمپین تبلیغاتی موفق تلقی شود، ممکن است تعداد بازدیدها و انتشارها برجسته شود و پرسش مهم‌تری مانند « آیا این کمپین واقعاً نگرش یا رفتار مخاطب را تغییر داده است؟ » کمتر پرسیده شود.

 اگر رسانه‌ها درباره یک برند مطلب منتشر کنند، ممکن است تعداد مطالب به‌عنوان نشانه موفقیت روابط عمومی ثبت شود؛ در حالی که ارزش واقعی آن پوشش رسانه‌ای، به کیفیت مخاطبان، نوع روایت و اثری که بر اعتماد عمومی گذاشته است وابسته است. اینجاست که عدد می‌تواند واقعیت را پنهان کند.

 بازدید زیاد الزاماً به معنای اعتماد بیشتر نیست. دنبال‌کننده بیشتر الزاماً به معنای اعتبار بیشتر نیست. پوشش رسانه‌ای بیشتر الزاماً به معنای ارتباط مؤثرتر نیست. حتی حجم بالای فعالیت در شبکه‌های اجتماعی نیز به‌تنهایی نمی‌تواند نماینده افکار عمومی باشد؛ بنابراین داده‌های شبکه‌های اجتماعی باید با احتیاط و در کنار سایر شواهد تفسیر شوند. انجمن روابط عمومی آمریکا ( PRSA ) تأکید می‌کند که فعالیت شبکه‌های اجتماعی لزوماً شاخص علمی و نماینده اکثریت افکار عمومی نیست.

 روابط عمومی حرفه‌ای باید بتواند از پشت اعداد عبور کند و بپرسد: « این عدد دقیقاً چه چیزی را به ما می‌گوید و چه چیزی را نمی‌گوید؟

نقش های مهم روابط عمومی در سازمان

 تفاوت میان روایت سازمان و تجربه مخاطب

هر سازمانی روایتی درباره خودش دارد. ممکن است خود را نوآور، مشتری‌مدار، قابل اعتماد، سریع، حرفه‌ای یا متفاوت بداند. اما مخاطب سازمان را نه براساس شعارهای آن، بلکه بر اساس تجربه‌ای که از تعامل با آن داشته قضاوت می‌کند. در اینجا یک شکاف مهم شکل می‌گیرد: آنچه سازمان درباره خود می‌گوید، در برابر آنچه مخاطب درباره سازمان تجربه می‌کند.

 روابط عمومی باید مراقب این شکاف باشد. اگر سازمان خود را مشتری‌مدار معرفی می‌کند اما مشتری برای دریافت پاسخ ساده مجبور است بارها پیگیری کند، مشکل صرفاً در تبلیغات نیست؛ مشکل در فاصله میان « وعده » و « تجربه » است.

 اگر سازمان از شفافیت سخن می‌گوید اما در زمان بحران از پاسخ‌گویی فرار می‌کند، مخاطب این تناقض را خواهد دید. اگر سازمان خود را شنونده افکار عمومی می‌داند اما تنها بازخوردهای مثبت را جدی می‌گیرد، عملاً در حال شنیدن انتخابی است.

 روابط عمومی حرفه‌ای قرار نیست این فاصله را با کلمات زیباتر پنهان کند؛ وظیفه آن کمک به سازمان برای کاهش این فاصله است.

 استقلال فکری؛ یکی از دشوارترین وظایف روابط عمومی

شاید یکی از دشوارترین وظایف روابط عمومی، گفتن جمله‌ای باشد که مدیران علاقه‌ای به شنیدن آن ندارند. اینکه یک کمپین آن‌طور که انتظار می‌رفت موفق نبوده است. اینکه مخاطبان پیام سازمان را درست دریافت نکرده‌اند. اینکه یک تصمیم مدیریتی در افکار عمومی با واکنش منفی مواجه شده است. اینکه بخشی از مشتریان ناراضی‌اند. یا حتی اینکه تصویری که سازمان از خودش دارد با تصویری که بیرون از سازمان شکل گرفته، تفاوت دارد.

 روابط عمومی اگر قرار باشد صرفاً تأییدکننده تصمیم‌ها باشد، بخشی از ارزش استراتژیک خود را از دست می‌دهد. استقلال فکری روابط عمومی به معنای تقابل با مدیریت نیست؛ به معنای وفاداری عمیق‌تر به منافع سازمان است. در استانداردهای اخلاقی حرفه روابط عمومی نیز بر استقلال و ارائه مشاوره عینی به سازمان تأکید شده است.

انجمن روابط عمومی آمریکا ( PRSA ) استقلال را از ارزش‌های اصلی حرفه می‌داند و بر صداقت، دقت و مسئولیت‌پذیری در ارتباط با مخاطبان تأکید می‌کند. گاهی مفیدترین خدمتی که روابط عمومی می‌تواند به مدیران ارائه دهد، یک خبر خوب نیست؛ یک خبر ناخوشایند اما دقیق است؛ زیرا سازمانی که زودتر از دیگران ضعف خود را می‌بیند، فرصت بیشتری برای اصلاح آن دارد.

مهارت‌های روابط عمومی برای موفقیت در آینده

 در بحران، حقیقت مهم‌تر از سرعت روایت است

در زمان بحران، فشار برای واکنش سریع طبیعی است. سازمان می‌خواهد توضیح بدهد، از خود دفاع کند و روایت مطلوبش را در سریع‌ترین زمان ممکن منتشر کند. اما سرعت، اگر بدون دقت و شناخت واقعیت باشد، می‌تواند بحران را عمیق‌تر کند.

 روابط عمومی حرفه‌ای پیش از آنکه بپرسد «چه چیزی بگوییم؟»، باید بپرسد: « دقیقاً چه اتفاقی افتاده است؟ » پس باید مشخص کند چه چیزی را می‌دانیم، چه چیزی را هنوز نمی‌دانیم و کدام بخش از اطلاعات نیازمند بررسی بیشتر است.

 اعتماد عمومی فقط با ارائه پاسخ‌های سریع ساخته نمی‌شود؛ با صداقت در برابر واقعیت ساخته می‌شود. اصول اخلاقی حرفه روابط عمومی نیز بر ارائه اطلاعات دقیق و درست، اصلاح سریع اطلاعات نادرست و بررسی صحت اطلاعات پیش از انتشار تأکید دارند.

گاهی گفتن « در حال بررسی موضوع هستیم و اطلاعات کامل را پس از اطمینان اعلام می‌کنیم » بسیار حرفه‌ای‌تر از ارائه پاسخی سریع اما نادرست است. در مدیریت ارتباطات، اعتبار چیزی نیست که بتوان آن را با یک بیانیه ساخت؛ اما می‌توان با یک پاسخ نادرست، آن را به‌سرعت از بین برد.

 روابط عمومی باید سؤال دوم را بپرسد

یکی از نشانه‌های بلوغ حرفه‌ای در روابط عمومی، توانایی پرسیدن سؤال دوم است. وقتی یک گزارش می‌گوید تعداد بازدیدها افزایش یافته، سؤال اول این است که: « چقدر افزایش یافته؟» اما سؤال دوم مهم‌تر است: « این افزایش چه معنایی دارد؟ » وقتی تعداد مخاطبان یک صفحه افزایش پیدا می‌کند، سؤال دوم این است که آیا اعتماد آنها نیز افزایش یافته است؟ وقتی یک خبر در رسانه‌های متعددی منتشر می‌شود، باید پرسید آیا روایت موردنظر سازمان منتقل شده یا صرفاً نام سازمان دیده شده است؟ وقتی میزان تعامل بالا می‌رود، باید بررسی کرد این تعامل ناشی از رضایت است یا اعتراض و بحث منفی. وقتی شکایت‌ها کاهش پیدا می‌کنند، باید پرسید آیا رضایت بیشتر شده یا مخاطب دیگر انگیزه‌ای برای شکایت ندارد؟ روابط عمومی حرفه‌ای در اعداد متوقف نمی‌شود؛ به دنبال معنا می‌گردد.

 پذیرش واقعیت؛ حتی وقتی خوشایند نیست

در نهایت، مسئله اصلی روابط عمومی فقط تکنیک ارتباط نیست؛ مسئله، کیفیت نگاه سازمان به واقعیت است. هر سازمانی دوست دارد درباره خود خبرهای خوب بشنود. این طبیعی است. اما سازمان‌های بالغ تفاوت میان « آنچه دوست داریم درست باشد » و « آنچه واقعاً درست است » را جدی می‌گیرند. اینجاست که یک سؤال ساده می‌تواند به آزمونی مهم برای روابط عمومی تبدیل شود: اگر نتیجه یک بررسی دقیقاً برخلاف انتظار ما باشد، آیا باز هم حاضر هستیم آن را بپذیریم؟ اگر پاسخ مثبت باشد، روابط عمومی می‌تواند نقش واقعی خود را ایفا کند. می‌تواند چشم سازمان باشد، نه فقط ویترین آن. می‌تواند گوش سازمان باشد، نه فقط بلندگوی آن. می‌تواند آینه سازمان باشد، نه فقط قاب زیبایی برای تصویر آن. و شاید مهم‌تر از همه، بتواند میان « واقعیتی که سازمان درباره خود تصور می‌کند » و « واقعیتی که جامعه و مخاطبان تجربه می‌کنند » تصویر واقعی ایجاد کند.

متخصصان روابط عمومی دپارتمان تبلیغات و روابط عمومی گروه هومه

 یک آزمون ساده برای روابط عمومی حرفه‌ای

پیش از ارزیابی هر فعالیت روابط عمومی، می‌توان سه سؤال ساده اما جدی مطرح کرد:

  1. اگر نتیجه برخلاف انتظار ما بود، باز هم آن را می‌پذیرفتیم؟
  2.  آیا شاخصی که اندازه‌گیری کرده‌ایم واقعاً اعتماد، درک، نگرش یا رفتار مخاطب را نشان می‌دهد؟
  3. آیا مخاطب، سازمان را همان‌گونه تجربه می‌کند که سازمان خودش را توصیف می‌کند؟

پاسخ به همین سه سؤال می‌تواند بسیاری از نقاط کور ارتباطات سازمانی را آشکار کند.

 روابط عمومی؛ حافظ فاصله میان تصور و واقعیت

روابط عمومی حرفه‌ای، سازمانی نیست که همیشه خبرهای خوب تولید می‌کند. سازمان حرفه‌ای، سازمانی است که می‌خواهد واقعیت را حتی زمانی ببیند که دیدن آن دشوار است. چنین روابط عمومی‌ای فقط به دنبال حفظ تصویر سازمان نیست؛ به دنبال حفظ ارتباط واقعی آن با جامعه، مشتریان، کارکنان و سایر ذی‌نفعان است؛ زیرا تصویر می‌تواند برای مدتی با تبلیغ بهتر شود، اما اعتماد تنها زمانی شکل می‌گیرد که میان وعده و تجربه فاصله زیادی وجود نداشته باشد.

راه های تماس با کسب و کار هومه
راه های تماس با کسب و کار هومه

 از این منظر، مهم‌ترین مأموریت روابط عمومی شاید این نباشد که سازمان را بهتر از آنچه هست نشان دهد؛ بلکه این است که کمک کند سازمان بهتر ببیند، بهتر بشنود و در صورت نیاز، بهتر تغییر کند. و شاید بتوان تمام این رویکرد را در یک جمله خلاصه کرد: روابط عمومی موفق، سازمانی نیست که همیشه خبر خوب تولید می‌کند؛ سازمانی است که اجازه نمی‌دهد خبر بد، دیر به گوش تصمیم‌گیرنده برسد.

دپارتمان تبلیغات و روابط عمومی مجموعه هومه می تواند همراه مناسب شما در راه اندازی مدیریت روابط عمومی و پیشبرد اهداف سازمانی شما باشد. هومه، مبتکر در بهبود تجارت شما

دیدگاهتان را بنویسید

11 − 5 =